ماجرای شیعه تنوری
ماجرا این است که در زمان امام ششم - صادق آل محمد (ع) - یکی از یاران خراسانی به نام سهل خراسانی خدمت ایشان می رسند و حین گفتگو مکرر از ایشان سوال می کنند که:
-” آقا چرا قیام نمی فرمایید؟ چرا تشکیل حکومت اسلامی نمی دهید؟
حضرت (ع) سعی می کنند که با سکوت و لبخند از کنار این موضوع بگذرند. تا اینکه شیعه خراسانی اصرار می ورزد که : “آقا چرا … ما که هستیم …” و کم کم اعتراضش تندتر می شود که : “با این که حق خلافت و رهبری از آن شماست، و با این که ــ فقط در خراسان ــ صد هزار شیعه ی طرفدار و شمشیر زن دارید، چرا نشسته اید و قیام نمی کنید؟
در این گیر و دار، امام صادق (ع) از کنیزشان می خواهد که تنور را روشن کنند و بعد بی مقدمه به این عزیز هموطن! می فرمایند که: ” برو و داخل تنور بنشین
سهل می ترسد و می گوید: “آقای من! مرا به آتش عذاب مکن.. از من بگذر که خدای از تو بگذرد.
امام دیگر چیزی نگفتند تا اینکه در همین شرایط، هارون مکی که مومنی وارسته و از یاران امام بود وارد شد. امام به او فرمود: ” کفش هایت را کناری بگذار و وارد تنور آتش شو و در آن بنشین
او بی درنگ داخل تنور داغ شد و در آن نشست. امام پس از مدتی که با آن خراسانی صحبت می فرمود و از اوضاع و احوال خراسان جوری سخن می گفت که گویا از خود سهل هم بیشتر و بهتر بر مسایل خراسان واقف است، به وی فرمود: “برخیز و داخل تنور را نگاه کن
سهل برخاست، به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی با آرامش تمام در میان آتش نشسته است.
آن گاه امام فرمود: در خراسان چند نفر (شیعه) مثل این مرد دارید
سهل عرض کرد: سوگند به خدا، حتی یک نفر هم این طور نداریم.
فرمود: انا لا نخرج فی زمان لا نجد فیه خمسه معاضدین لنا نحن اعلم بالوقت.
یعنی: ما تا وقتی پنج نفر همراه ـ واقعی ـ نداشته باشیم قیام نمی کنیم… ما به زمان انجام تکلیف آگاه تریم
بحارالانوار
تحلیل ماده شیطان
در فرهنگ عربی «شیطان» به معانی طناب (حبل)(فراهیدی،بی تا، ج6، ص236)، (صاحب بن عباد،بی تا،ج7، ص 293)، (مرتضی زبیدی، بی تا،ج18، ص321)، (ابن منظور،بیتا ،ج 13، ص 237)، (هنداوی، بیتا،ج8، ص17)، یا طناب بلندی که با آن از چاه آب می کشیده اند یا اسب را با آن می بسته اند، مار باریک سبک، مار تاجدار نام هر موجود شرور اعم از جن، انس یا هر حیوان دیگری، جن شرور و یا هر موجود سرکش و متمرد و ویرانگر به کار رفته است.
درباره ماده اصلی شیطان اختلاف است. بعضی اصل آن را از شطن به معنای دور شدن (ابن فارس، بیتا، ج3، ص183) دانسته اند، « بئر شطون» از همین ماده است یعنی چاه خیلی عمیقی که قعر آن ناپیدا است و «شطنت الدار» یعنی خانه در نقطه دوری و در غربت قرار دارد.(زمخشری،بیتا، ص329)، (راغب اصفهانی،بیتا، ص454)
بنابراین شیطان را از آن رو شیطان نامیده اند که بر اثر سرکشی و تمرد از امر خدا از حق دور شد و یا از رحمت خدا دور شد.(ابن فارس، 1387، ص492) و( راغب اصفهانی، 1404ق )،(فیروزآبادی، بیتا،ج4،ص235)
بعضی آن را از ماده «شاط، یشیط» (حمیری،بیتا، ج6، ص3604) به معنای از خشم سوختن دانسته اند و بنابراین گویند شیطان بدان جهت شیطان نامیده شده که از آتش آفریده شده است. اینان این معنا را مورد تایید آیاتی همچون: «وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ (الرحمن/ 15)و جنّ را از شعلههاى مختلط و متحرّك آتش خلق كرد! دانسته، معتقد به همین جهت است که از میان موجودات شیطان به افراط در قوه غضبیه و تعصب مذموم اختصاص یافته است و از سجده کردن برای آدم امتناع ورزید.(راغب اصفهانی، 1404ق، ذیل ماده شطن)
دین و دنیا
:
☘ امام رضا علیه السلام ☘
لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِهِ و دِینَهُ لِدُنیاهُ ؛
از ما نیست آن که دنیاى خود را براى دینش و دین خود را براى دنیایش ترک گوید .
بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 346 .
نقش مربیان در تربیت دینی
نقش اساتید و مربیان در تربیت دینی که با هدایت رفتار، نگرش و شخصیت انسان سرو کار دارد، نقشی بسیار مهم است. این نقش در بعد عبادی اخلاقی که جلوه های حیاتی بیشتری دارند بسیار حیاتی تر از دیگر ابعاد دین است به این دلیل سیره پیشوایان دینی برای پیروان ادیان از اهمیت خاصی برخوردار است و در کنار گفتار آنان منبعی برای دستیابی به رفتار ها، نگرش ها و صفات مطلوب می باشد.
قرآن با داشتن موضع وسیع در مسائل اخلاقی، خلقیاتی را در انسان ایجاد می کند که بر پایه فضیلت استوار است و کسب فضیلت جز از راه تعلیم و پیروی از دیگران امکان پذیر نیست. روش تعلیم فضیلت از نظر پیامبر (ص) اقتدا و پیروی از افراد با فضیلت است. «آن چه را رسول خدا(ص) آورده پس اخذ کنید آن را و آن چه نهی کرد شما را از آن پس باز ایستید.»
اعمال مربیان باید الگویی برای فضیلت و نمونه دستور العمل اخلاقی باشد، تا یادگیرندگان تحت تاثیر آن دارای فضیلت گردند.
در برخی روایات عالم و معلم چون ستارگانی توصیف شده اند که مردم را در تاریکی های دریا و بیابان به راه راست هدایت می کنند. در روایتی از پیامبر (ص) آمده:«مثل عالمان و مربیان در زمین مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی های خشکی و دریا به کمک آن ها راه خوبی را پیدا می کنند هرگاه این ستارگان خاموش شوند بسا که رهپویان نیز گمراه می شوند.
در یک جمع بندی می توان گفت مقتم و منزلت مربیان در متون دینی مقام و منزلت پیامبر(ص) است و همان نقش هایی را به عهده دارد که پیامبر(ص) داشتند . از آن جا که نقش و مقام مربیان مهم و اساسی است، مسئولیت آنان نیز بسیرا سنگین است زیرا دو چیز گران بها به امانت در اختیار آنان نهاده شده است، نخشت علم و فرهنگ اسلامی، و دیگیری نسل جدید در جامعه.
به همین دلیل در تمام اعصار مربیان واقعی به مسأله تعلیم و تربیت توجه کافی مبذول داشته اند و به خصوص دانشمندان تعلیم و تربیت اسلامی به تعلیمات عقلی محض سخت تاخته اند و امثال شهید ثانی ، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی،فارابی و دیگر دانشمندان جهاناسلام در ارائه اهمیت موضوع تربیت و نقش آن در در نگاهبانی و پاسداری از انسانیت و معنویت و بالاخره بقای بشر کتاب ها پرداخته اند و یا بخشی از کتاب های خود را به این مسأله اختصاص داده اند
علت منع دشنام به کافران
ا?علت اینکه خداوند مؤمنان را از دشنام دادن به کافران نهی کرده،چیست؟
?خداوند به صراحت در آیه 108 سوره انعام دشنام به دشمنان را جایز ندانسته و فرموده است:
و کسانی که غیرخدا را میخوانند، دشنام ندهید.
?امام صادق(علیه السلام) در توضیح این فرمایش فرموده است که:
از دشنام به دشمنان خدا بپرهیزید، زیرا آنان هم به خداوند دشنام خواهند داد.
?خداوند همچنین در همین آیه، دشنام نسبت به مقدسات دشمنان و حتی بتان را نهی کرده است.
✨ امام صادق(علیه السلام) می فرماید:
♻️از آنجا که مومنان به معبودان مشرکان دشنام میدادند و به دنبال آن مشرکان به معبود مومنان دشنام میدادند،
?خداوند مومنان را از این کار نهی کرد.
?پس مومنان برای اینکه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و دیگر اولیای معصوم الهی(علیه السلام) مورد سب و دشنام قرار نگیرند، باید از دشنام به دشمنان و مقدسات آنان اجتناب کنند.
✳️در حقیقت، با آنکه کافران و مشرکان، شایسته احترام نیستند، ولی نباید کاری کرد که موجبات مقابله به مثل آنان را فراهم کرد و دشمنان به مقدسات حقانی مومنان و مسلمانان اهانت کنند.
❄️?❄️?❄️?❄️?❄️?❄️
?تفسیر نورالثقلین، ج1، ص 757، ح 238
?همان، ح 239