دریافت وجوهات تعیین نماینده
🔆دريافت وجوهات و تعيين نماينده مرحوم كلينى ، طوسى ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از محمّد بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى حكايت كنند: پس از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام اءموال بسيارى - از وجوهات توسط مؤمنين - نزد پدرم جمع شده بود، او متحيّر شد كه… بیشتر »
نظر دهید »
فریبکاری
فردی به دکتر مراجعه کرده بود، در حین معاینه، یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد . دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه : من دکتر واقعی نیستم ! شما این پول رو بگیر بی خیال شو ! بازرس که… بیشتر »
حکایت
گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد. حاضرین همه او را شناختند و از او خواستند که پس از انجام کارهایش آنان را پندی گوید. پذیرفت. کارهایش که تمام شد همگی نشستند و چشمها به سوی او بود. مرد صاحب دل خطاب به جماعت گفت: ای مردم ! هر کس از شما که می داند امروز… بیشتر »
فاتح بی بدیل ميدان های نبرد
🔆على (علیه السلام ) فاتح بى بديل ميدانهاى نبرد ابو بصير گويد: از امام صادق (علیهذالسلام ) پرسيدم ماجراى وادى يابس (بيابان شنزار) كه سوره عاديات در مورد ستودن جنگاوران قهرمان اسلام نازل شده كه در اين وادى ، (در سال هشتم هجرت ) جنگيدند چيست ؟ امام صادق… بیشتر »
مبارزه با بت پرستی
🔆مبارزه شدید ابوذر با بت پرستی در دوران جاهليت ، مردم معتقد بودند: مردى به نام اساف در يمن عاشق زنى به نام نائله شد، هر دو به عنوان زيارت به مكه رفتند هنگامى كه داخل كعبه شدند همين كه خلوت شد باهم عمل منافى عفت انجام دادند، روز بعد، زائران ديدند كه آن… بیشتر »
اتمام حجت
🔆اتمام حجّت على (علیه السلام ) ماجراى جنگ جمل در سال 36 ه - ق در بصره بين سپاه على (علیه السلام ) و سپاه طلحه و زبير، رخ داد كه منجر به قبل پنج هزار نفر از سپاه على (علیه السلام ) و سى زده هزار نفر از سپاه جمل شد. در آغاز جنگ ، براى اينكه بلكه خونريزى… بیشتر »
نصیحت پیرمرد و دختر بدحجاب
❌نصیحت پیرمرد و دختر بدحجاب در یکی از شهرها پیرمردی خدا ترس که راننده تاکسی است روزی دربستی دختری را با سر و وضع بسیار نا مناسب سوار می کند وقتی سر و وضع او را می بیند بسیار اندوهگین می شود که اگر با این وضع بمیرد سوخت آتش جهنم می شود. به همین خاطر دلش… بیشتر »
لقب ابوتراب
🔆لقب ابوتراب براى على (عليه السلام) حضرت على (علیه السلام) با اينكه القاب بسيار پر معنى داشت ، ولى دوست مى داشت كه به او ابوتراب بگويند، مطابق گفتار بعضى از علما، آنحضرت اين لقب را از اين جهت دوست داشت كه او متواضع بود و روى خاك مى نشست و اين لقب… بیشتر »
تربیت کودک
✍ والدین عزیز بگذارید بچه کمرو در مورد خودش حرف بزند: 🔹بچهها، تا وقتی در جمع، احساس امنیت روحی_روانی داشته باشند، جرأت پیدا نمیکنند خودشان را نشان بدهند. باید به کودک کمرو فرصت حرف زدن بدهید. ⬅️ او را خاطر جمع کنید که شنیدن حرف های او برایتان… بیشتر »
نکته طلایی
🌟نکته طلاااایی🌟 در افزایش هوش فرزندان 📈 بررسی ها نشان میدهد افرادی که به کتاب_خواندن علاقه دارند و هر روز بخشی از وقت خود را صرف #مطالعه کردن میکنند، #تمرکز و #دقت بیشتری دارند ⬅️ افزایش تمرکز موجب میشود که در #زندگی_تحصیلی و شخصی خود… بیشتر »
لبخند حضرت عشق
آه، وقتی که تو، لبخند نگاهت را می تابانی؛ موج موسیقیِ عشق از دلم می گذرد… فدای لبخندت حضرت عشق بیشتر »
فشار وجدان
🔆فشار وجدان مرحوم آيت اللّه شهيد شيخ فضل اللّه نورى (قدس سره ) پسر ناخلفى داشت به نام ميرزا مهدى (كه همين شخص پدر كيانورى رئيس حزب توده ايران است ). ميرزا مهدى فرزند ارشد شهيد شيخ فضل اللّه ، پاى دار پدر، كف مى زد و از همه بيشتر اظهار خرسندى مى كرد. فرخ… بیشتر »
ارزش هدايت کردن
🔆ارزش هدايت كردن امام حسين (علیه السلام ) به مردى فرمود: كدام يك از اين دو كار را دوست دارى ؟ 1- نجات شخص ناتوانى كه مردى قصد كشتن او را دارد؟2- نجات مؤمن شيعه كم مايه اى كه شخص ناصبى و بى دينى ، قصد گمراه كردن او را دارد؟ و تو با دلائل روشن او را از… بیشتر »
ملاقات رسول خدا (ص) با خانواده شهید
🔆شيوه ملاقات رسول خدا (صل الله علیه وآله و سلم ) با خانواده شهيد اسماء بنت عميس ، در آغاز، همسر (جعفر بن ابى طالب ) برادر على (علیه السلام ) بود و از او چند كودك داشت ، جعفر طيار در جنگ موته كه در سال هشتم هجرت در سرزمين شام واقع شد، به شهادت رسيد.… بیشتر »
بادآورده را باد می برد
☯️ خسروپرویز عامل انقراض سلسله ساسانی و شکست ایرانیان در زمان یزدگرد سوم در برابر تازیان بود. از شاهان دوستدار زر و قدرت که در دوره سلطنت خود به عقیده تاریخنویسان ده گنج و به قول مشهورتری هفت گنج معروف به «هفت خم خسروی» را جمع آوری کرد. در… بیشتر »
قلاب ماهیگیری
✨مردی گرسنه و فقیر از راهی عبور می كرد و با خود می گفت: «خدای من چرا من باید اینگونه گرسنه باشم. من بنده تو هستم و امروز از تو غذایی می خواهم. تو به من دندان داده ای، نان هم باید بدهی.» همانطور كه با خود در فكر بود به رودخانه ای رسید. او به امواج… بیشتر »
عارف و پیرمرد
مرد جوانی پدر پیرش مریض شد. او پدرش را که بیماریش شدت گرفته بود در گوشهای از جاده رها کرد و از آن جا دور شد. پیرمرد ساعتها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفسهای آخرش را میکشید… رهگذران از ترس مسری بودن بیماری پیرمرد و برای فرار از دردسر، بی اعتنا به… بیشتر »
داستانی از کلیله و دمنه
سگی از کنار شیری رد می شد چون او را خفته دید، طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست. شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست. در همان هنگام خری در حال گذر بود، شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی نیمی از جنگل را به تو می دهم. خر ابتدا… بیشتر »