امتحان دو بزرگ
🌿در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند !
به شیخ بهایی که اسبش جلو میرفت گفت: این میرداماد چقدر بی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند
شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش برآن
اسب سوار است، حیوان کشش اینهمه عظمت را ندارد
ساعتی بعد عقب ماند به میر داماد گفت: این شیخ بهائی رعایت نمیکند،دائم جلو می تازد
میرداماد گفت: اسب او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی شناسد و می خواهد از شوق بال در آورد !
✨این است رسم رفاقت در “غیاب” یکدیگر” حافظ آبروی” هم باشیم ✨
✓
📗مجموعه داستانها و حکایتهای آموزنده👇
فرم در حال بارگذاری ...
هدیه خدا به ما
⚖گالیله در جریان محاکمه اش جمله جالبی گفت:
گفت فرض کنید که شما ساعتی را به دوست خود هدیه کنید و دوست شما خوشحال شود.
اما به او بگویید: از این ساعت استفاده نکن، بلکه هر وقت خواستی زمان را بدانی بیا و از خود من بپرس.
با این حرف هدیه شما تمام اثرش را از دست می دهد
و تبدیل به وزر و وبالی بر دوش دوست شما می شود.
گالیله به روحانیان کلیسا گفت:
شما روحانیان چنین وضعی برای ما درست کرده اید.
از سویی می گویید: بزرگ ترین نعمتی که خدا به شما هدیه کرده است، عقل است.
از سویی می گویید: تمام حقایق را باید با رجوع به تورات و انجیل فهمید. از تورات و انجیل باید فهمید که زمین گرد است یا مسطح است. از تورات و انجیل باید فهمید که خورشید به دور زمین می چرخد یا زمین به دور خورشید.
یعنی در واقع خدا هدیه ای به ما داده
ولی به ما گفته از آن استفاده نکنید
فقط از تورات و انجیل بپرسید که حق و باطل چیست!؟
✓
📗مجموعه داستانها و حکایتهای آموزنده👇
فرم در حال بارگذاری ...
بهشت کجاست؟
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
برلبش جام شرابی وسبویی در دست
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری!؟
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به اتش کرده؟
گفتاکه برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری
عمر زاهد همه طى شد به تمناى بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
#صائب_تبریزی
فرم در حال بارگذاری ...
۲۲ بهمن
۲۲ بهمن، روزی است که تاریخ ایران با شکوهی بینظیر، فصل نوینی را ورق زد. روزی که خورشید انقلاب اسلامی در آسمان این سرزمین طلوع کرد و شعاعهای نورانی آن، تاریکیهای استبداد و وابستگی را از هم گسست. این روز، یادآور ایستادگی مردمی است که با ایمانی استوار و قلبی سرشار از عشق به آزادی، در برابر ظلم و ستم ایستادند و با فریاد «اللهاکبر» خود، پایههای حکومتی عدالتخواه و مستقل را بنا نهادند.
۲۲ بهمن، تنها یک تاریخ نیست؛ حماسهای است که در هر ذره از خاک این سرزمین ریشه دوانیده است. روزی که گلهای یاس، در کوچهها و خیابانها شکفتند و عطر آزادی در فضا پیچید. روزی که زنان و مردان، جوانان و پیران، دست در دست هم دادند تا آیندهای روشن را برای فرزندان خود رقم بزنند.
این روز، یادآور خون شهیدانی است که با جانهای پاک خود، درخت انقلاب را آبیاری کردند و شهد شیرین آزادی را به کام ملت ریختند. یادشان گرامی باد و راهشان پررهرو.
۲۲ بهمن، روز تجلی وحدت و همدلی است؛ روزی که نشان داد وقتی ملتی یکصدا و یکدل شود، هیچ قدرتی نمیتواند در برابر ارادهی آن بایستد. این روز، به ما میآموزد که با ایمان و استقامت، میتوان بر هر تاریکی چیره شد و راه روشنایی را گشود.
پس بیایید در این روز بزرگ، یاد و خاطرهی همهی آنانی را که برای این پیروزی جانفشانی کردند، گرامی بداریم و با ادامهی راهشان، آیندهای سرشار از عزت و سربلندی را برای ایران عزیزمان بسازیم.
فرم در حال بارگذاری ...
