داستان آموزنده
✍ملانصرالدين از كدخداى ده ﻳﮏ ﺍﻻﻍ ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ١٥ درهم خريد و ﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ كدخدا ﺍﻻﻍ ﺭﺍ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺑﺪﻫﺪ.
ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ كدخدا ﺳﺮﺍﻍ ملانصرالدين ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﻣﺘﺄﺳﻔﻢ ملا، ﺧﺒﺮ ﺑﺪﻱ ﺑﺮﺍﺕ ﺩﺍﺭﻡ. ﺍﻻﻏﻪ ﻣﺮﺩ!»
ملانصرالدين ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: « ﺍﻳﺮﺍﺩﻱ ﻧﺪﺍﺭﻩ. ﻫﻤﻮﻥ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﻭ ﭘﺲ ﺑﺪﻩ.»
كدخدا ﮔﻔﺖ: «ﻧﻤﻲﺷﻪ! ﺁﺧﻪ ﻫﻤﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻡ»
ملا ﮔﻔﺖ: «ﺑﺎﺷﻪ. ﭘﺲ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻩ.»
كدخدا ﮔﻔﺖ: «ﻣﻲﺧﻮﺍﻱ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭼﻲ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻲ؟»
ملا ﮔﻔﺖ: «ﻣﻲﺧﻮﺍﻡ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﮐﻨﻢ»
كدخدا ﮔﻔﺖ: «مگر میشه ﻳﻪ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﮔﺬﺍﺷﺖ!»
ملا ﮔﻔﺖ: «ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﮐﻪ ﻣيشه. ﺣﺎﻻ ﺑﺒﻴﻦ. ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﻧﻤﻲﮔﻢ ﮐﻪ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ»
ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ﺑﻌد كدخدا ملانصرالدين رو ﺩﻳﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: «ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟»
ملا ﮔﻔﺖ: به ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤش و اعلام كردم فقط با پرداخت ٢ درهم در قرعه كشي شركت كنيد و به قيد قرعه صاحب يك الاغ شويد. به ٥٠٠ نفر ٥٠٠ ﺑﻠﻴﺖ ٢ درهمى ﻓﺮﻭﺧﺘﻢ ﻭ ٩٩٨ دﺭهم ﺳﻮﺩ ﮐﺮﺩﻡ.»
كدخدا ﭘﺮﺳﻴﺪ: «ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﻫﻢ ﺷﮑﺎﻳﺘﻲ ﻧﮑﺮﺩ؟»
ملا ﮔﻔﺖ: «ﻓﻘﻂ ﻫﻤﻮﻧﻲ ﮐﻪ ﺍﻻﻍ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﻦ ﻫﻢ ٢ درهمش ﺭﻭ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻡ.»
✅چقد داستانش آشناست شبیه آزمونها استخدام و پیامکهای
مسابقه…
در اندرز به مردم
خطبه 114-در اندرز به مردم
ارزش ستایش و شهادت به یگانگی خدا
ستایش خداوندی را سزاست كه حمد و ستایش را به نعمتها، و نعمتها را به شكرگزاری پیوند داد، خدای را بر نعمتهایش آن گونه ستایش می كنیم كه بر بلاهایش، و برای به راه آوردن نفس سركش كه در برابر اوامر الهی سستی می كند، و در ارتكاب زشتیها كه نهی فرمود شتاب دارد، از خدا یاری می خواهیم، و از گناهانی كه علم خدا به آنها احاطه دارد و كتابش آنها را برشمرده و ثبت كرده، طلب آمرزش می كنیم، علم خداوندی كه كمتر نارسایی نداشته، و كتابی كه چیزی را وانگذاشته است، به خدا ایمان داریم، ایمان كسی كه غیبها را به چشم خود دیده، و بر آنچه وعده داده اند آگاه است، ایمانی كه اخلاص آن شرك را زدوده، و یقین آن شك را نابود كرده است. و گواهی می دهیم كه خدایی نیست جز خدای یكتا، نه شریكی دارد و نه همتایی، و گواهی می دهیم كه حضرت محمد (ص) بنده و فرستاده اوست (كه درود خدا بر او و خاندانش باد) این دو گواهی (شهادتین) گفتار را بالا می برند، و كردار و عمل را به پیشگاه خدا می رسانند، ترازویی كه این دو گواهی را در آن نهند سبك نباشد، اگر بردارند با چیز دیگری سنگین نخواهد شد.
سفارش به تقوی ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می كنم، كه زاد و توشه سفر قیامت است، تقوا توشه ای كه به منزل رساند، پناهگاهی كه ایمن می گرداند، بهترین خواننده آن را به گوش مردم خوانده، و بهترین شنونده آن را فرا گرفت، پیامبری كه بهتر از هر كس سخن را به گوش مردم رساند. پس خواننده، دعوت خود را به خوبی شنواند، و شنونده خود را رستگار گرداند. ای بندگان خدا! همانا تقوای الهی دوستان خدا را از انجام محرمات باز می دارد، و قلبهایشان را پر از ترس خدا می سازد تا آنكه شبهای آنان با بی خوابی، و روزهایشان با تحمل تشنگی، و روزه داری، سپری می گردد، كه آسایش آخرت را با رنج دنیا و سیراب شدن آنجا را با تحمل تشنگی دنیا به دست آوردند، اجل و مرگ را نزدیك دیده و در اعمال نیكو شتاب كرده اند، آرزوهای دنیایی را دروغ خواندند و مرگ را به درستی نگریستند. شناخت دنیا آری همانا دنیا خانه نابود شدن، رنج بردن از دگرگونیها، و عبرت گرفتن است، و از نشانه نابودی آنكه روزگار كمان خود را به زه كرده، تیرش به خطا نمی رود، و زخمش بهبودی ندارد، زنده را با تیر مرگ هدف قرار می دهد، و تندرست را با بیماری از پا درمی آورد، و نجات یافته
را به هلاكت می كشاند دنیا خورنده ایست كه سیری ندارد، و نوشنده ای است كه سیراب نمی شود، و نشانه رنج دنیا آنكه آدمی جمع آوری می كند آنچه را كه نمی خورد، و می سازد بنایی كه خود در آن مسكن نمی كند، پس به سوی پروردگار خود می رود نه مالی برداشته و نه خانه ای به همراه برده است. و نشانه دگرگونی دنیا آنكه، كسی كه دیروز مردم به او ترحم می كردند امروز حسرت او می خوردند و آن كس را كه حسرت او می خوردند امروز به او ترحم می كنند، و این نیست مگر برای نعمتهایی كه به سرعت دگرگون می شود، و بلاهایی كه ناگهان نازل می گردد، و نشانه عبرت انگیز بودن دنیا، آنكه، آدمی پس از تلاش و انتظار تا می رود به آرزوهایش برسد، ناگهان مرگ او فرا رسیده، امیدش را قطع می كند، نه به آرزو رسیده، و نه آنچه را آرزو داشته باقی می ماند. سبحان الله! شادی دنیا چقدر فریبنده و سیراب شدن از آن، چه تشنگی زاست؟ و سایه آنچه سوزان است؟ نه زمان آمده را می شود رد كرد و نه گذشته را می توان باز گرداند، پس منزه و پاك است خداوند، چقدر زنده به مرده نزدیك است برای پیوستن به آن؟ و چه دور است مرده از زنده كه از آنان جدا گشتند؟
ارزیابی دنیا و آخرت هیچ چیز بدتر از شر و بدی نیست جز كیفر و عذاب آن، و هیچ چیز نیكوتر از خیر و نیكی وجود ندارد جز پاداش آن، همه چیز دنیا شنیدن آن بزرگتر از دیدن است، و هر چیز از آخرت دیدن آن بزرگتر از شنیدن است، پس كفایت می كند شما را شنیدن از دیدن، و خبر دادن از پنهانیهای آخرت. آگاه باشید، هرگاه از دنیای شما كاهش یابد و به آخرت افزوده گردد بهتر از آن است كه از پاداش آخرت شما كاسته و بر دنیای شما افزایش یابد، چه بسا كاهش یافته هایی كه سودآور است، و افزایش داشته هایی كه زیان آور بود، همانا به آنچه فرمان داده شدید گسترده تر از چیزی است كه شما را از آن باز داشتند، و آنچه بر شما حلال است، بیش از چیزی است كه بر شما حرام كرده اند، پس آنچه را اندك است برای آنچه بسیار است ترك كنید، و آنچه را بر شما تنگ گرفته اند به خاطر آنچه كه شما را در گشایش قرار دادند انجام ندهید. خداوند روزی شما را ضمانت كرده و شما را به كار و تلاش امر فرمود، پس نباید روزی تضمین شده را بر آنچه كه واجب شده مقدم دارید، با اینكه به خدا سوگند آنچنان نادانی و شك و یقین به هم آمیخته است كه گویا روزی تضمین شده بر شما واجب است
وانچه را که
واجب كرده اند، برداشتند. پس در اعمال نیكو شتاب كنید، و از فرا رسیدن مرگ ناگهانی بترسید، زیرا آنچه
از روزی كه از دست رفته، امید بازگشت آن وجود دارد، اما عمر گذشته را نمی شود باز گرداند، آنچه امروز از بهره دنیا كم شده را می توان فردا به دست آورد اما آنچه دیروز از عمر گذشته، امید به بازگشت آن نیست، به آینده امیدوار و از گذشته ناامید باشید، (از خدا بترسید و جز بر مسلمانی نمیرید)
مناجات
خدایا … !!!
هنگامی که ثروتم دادی،خوشبختیم رانگیر
هنگامی که توانایی ام دادی ، عقلم را نگیر
هنگامی که مقامم دادی ، تواضعم را نگیر
هنگامی که تواضعم دادی ، عزتم را نگیر
هنگامی که قدرتم دادی ، عفوم را نگیر
هنگامی که تندرستیم دادی ، ایمانم را نگیر
و هنگامی که فراموشت کردم ،فراموشم نکن
کَرَم
❓كَرَم چيست و كريم بر چه شخصي گفته ميشود؟
◀️حضرت در پاسخ عمر و عاص كه سؤالات زيادي از ايشان داشتند فرمودند: « أَمَّا الْكَرَمُ فَالتَّبَرُّعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْإِعْطَاءُ قَبْلَ السُّؤَال» كريم كسي است كه خير رساني او به ديگران مجاني است.
◀️ يعني در قبال خيري كه به ديگران ميرساند هيچ انتظاري ندارد.
◀️خصوصيت ديگر « وَ الْإِعْطَاءُ قَبْلَ السُّؤَال » كريم كسي است كه قبل از اين كه مورد درخواست قرار بگيرد عطيهاش را پرداخت ميكند.
◀️ منتظر درخواست سائل براي عطاء نيست.
◀️حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بدون درخواست عطاياي لازم را در اختيار ما قرار ميدهد و در قبال عطايايي كه در اختيار ما قرار ميدهد هيچ تقاضايي ندارد و شروطي براي دادن آن تبيين نميكنند.
امام_حسن_مجتبي علیه السلام
تغییر را از خودمان شروع کنیم
توی تاکسی نشسته اَم؛ راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم…
پیاده که میشوم سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد… !
قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود…
حواسم که لحظه ای پرت میشود، دویست سیصد گرم چربی، قاطیِ گوشت در چرخ گوشت میریزد…!
دوست قدیمی ام کارمند است؛ در تلگرام پُست های فساد مسئولین را از این گروه به آن گروه میگذارد. میگوید: روزی دو سه ساعت در اداره ـ در زمانی که باید کار مردم را انجام بدهد ـ سرش توی گوشی و تلگرام است…!
کابینت ساز از کارِ دوستم زده است و پول را گرفته و فلنگ را بسته…!
بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند، به هوای اینکه نبینی و بخری…!
میوه های خوبِ میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود…!
مرغ فروش، مرغهای مانده را در پیاز می خواباند و به عنوان جوجه کباب میدهد دست مردم…!
معلمِ مدرسهٔ یکی از بچه های فامیل عملاً کارش را محول کرده به والدین و یک روز در میان می آید مدرسه…!
پزشک، از خانوادهٔ بیمار تصادفی، در حال مرگ، ۳میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل…!
در بانک، شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می اندازد…!
استاد دانشگاه، کتاب انگلیسی را ۱۰صفحه ۱۰صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند! و …
میگویند یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران…
خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمیکنیم…
صاحب مغازه با حیله و فریب و دروغ، پول شاگردش را نمیدهد یا با تاخیر میدهد …
به خدا سوگند بابک زنجانی، خاوری و …
و خیلی های دیگر عینِ خودِ ما مردم هستند، فقط پست گرفته اَند و سطح تخلفشان از ۳۰۰ گرم چربی و پانصد تومان اضافه کرایه، رسیده به میزانی که میدانیم.
جامعه مثل یک درخت است. ما ریشه ها و تنه ایم و مسئولین میوه و برگ…
چطور از درختی که ریشه اَش پوسیده و تنه اَش آفت خورده، انتظار میوهٔ سالم داریم!؟
ما حق داریم مسئولینِ دلسوزِ پاکِ سالم داشته باشیم، اما خب از کجا بیایند؟
مگر نه اینکه آنها هم آدمهای همین جامعه هستند؟
ما حق داریم مطالبه گر باشیم… اعتراض کنیم به مشکلات…
اما شاید بهتر باشد یک بار هم که شده، از خُرد به کلان برویم.
خودمان را اصلاح کنیم بلکه نسلهای بعدِ مسئولین اصلاح شوند، که آن موقع اگر اصلاح نشدند، مثل امروز نمی نشینیم و فقط درباره گندکاری هایشان جُک درست نمی کنیم.
به قول امیرکبیر:
ابتدا فکر کردم مملکت وزیرِ دانا میخواهد،
بعد فکر کردم شاهِ دانا میخواهد،
در آخر اما فهمیدم
مملکت مردمِ دانا میخواهد …
“تغییر” را باید از خودمان شروع کنیم، درستکار باشیم …!