داستان کوتاه
زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.
مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد.
آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟
♻️زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد
فضایل امیرالمومنین
حضرت محمد(ص)به امیرالمؤمنین(ع):
اگر مردی را در حال فحشایی دیدی چه میکنی؟امیرالمؤمنین : او را میپوشانم.
رسول الله : اگر دوباره او را در حال ارتکاب گناه دیدی چه؟
مولا باز هم : او را میپوشانم.
رسول الله سه مرتبه این سوال را پرسیدند و
مولا امیرالمؤمنین ؛همان پاسخ را دادند.
حضرت محمد(ص)فرمودند:
جوانمردی جز علی نیست
آنگاه رسول الله رو به اصحاب کردند و فرمودند:
برای برادران خود پرده پوشی کنید
#مستدرك_الوسائل_ج١٢ص٤٢٦
✅خاطره ای زیبا از سیلی خوردن محافظ امام خامنه ای!
در یکی از ملاقات های عمومی حضرت آقا، جمعیت فشردهای توی حسینیه نِشسته بودن و به صحبتای ایشون گوش میدادن و من جلوی جمعیت، بین آقا و صف اوّل وایساده بودم.
اون روز، بین سخنرانی حضرت آقا، بارها نگاهم به پیرمرد لاغراندامی افتاد که شبکلاه سبزی به سر داشت و شال سبزی هم به کمرش.
تا سخنرانی آقا تموم شد، بلند شد و خیز برداشت طرف من و بلند گفت: «میخوام دست آقا رو ببوسم» امان نداد و خواست به سمت آقا برود که راه اون رو بستم، عصبی شد و تند گفت:
«اوهووووی….چیه؟! میخوام آقا رو از نزدیک زیارت کنم، مثل اینکه ما از یه جد هستیم»
صورت پیرمرد، انگار دریا، پرتلاطم و طوفانی میزد.
کمکم، داشت از کوره در میرفت که شنیدم آقا گفتن: «اشکال نداره، بذار سید تشریف بیاره جلو»
نفهمیدم تو اون جمعیت آقا چطور متوجه پیرمرد شد.
خودم رو کنار کِشیدم، پیرمرد نگاهی به من انداخت و بعد، انگار که پشت حریف قَدَری رو به خاک رسونده باشه، با عجله، راه افتاد به سمت آقا.
پشت سرش با فاصله کمی حرکت کردم، هنوز دو سه قدم برنداشته بود که پاش به پشت گلیم حسینیه گیر کرد و زمین خورد.
اومدم از زمین بلندش کنم که برگشت و جلوی آقا و جمعیت محکم کوبید توی گوشم و گفت: «به من پشت پا می زنی؟» سیلیاش، انگار برق 220 ولت خشکم کرد.!
توی شوک بودم که آقا رو رو به روی خودم دیدم. به خودم که اومدم، آقا دست گذاشت پشت سرم و جای سیلی پیرمرد رو روی صورتم بوسید و گفت:
«سوءتفاهم شده، به خاطر جدّش، فاطمه زهرا، ببخش!» درد سیلی همونموقع رفع شد.!
بعد سالها، هنوز جای بوسه گرم آقا رو روی صورتم حس میکنم.»?
خیاط هم در کوزه افتاد
در روزگار قدیم در شهر ری خیاطی بود که دکانش سر راه گورستان بود. وقتی کسی می مرد و او را به گورستان می بردند از جلوی دکان خیاط می گذشتند. یک روز خیاط فکر کرد که هر ماه تعداد مردگان را بشمارد و چون سواد نداشت کوزه ای به دیوار آویزان کرد و یک مشت سنگ ریزه پهلوی آن گذاشت. هر وقت از جلوی دکانش جنازه ای را به گورستان می بردند یک سنگ داخل کوزه می انداخت و آخر ماه کوزه را خالی می کرد و سنگها را می شمرد. کم کم بقیه دوستانش این موضوع را فهمیدند و برایشان یک سرگرمی شده بود و هر وقت خیاط را می دیدند از او می پرسیدند چه خبر؟ خیاط می گفت امروز چند نفر تو کوزه افتادند. روزها گذشت و خیاط هم مرد. یک روز مردی که از فوت خیاط اطلاعی نداشت به دکان او رفت و مغازه را بسته یافت. از یکی از همسایگان پرسید: «خیاط کجاست؟»
همسایه به او گفت: «خیاط هم در کوزه افتاد.»
و این حرف ضرب المثل شده و وقتی کسی به یک بلائی دچار می شود که پیش از آن دربارهش حرف می زده، می گویند: «خیاط در کوزه افتاد.»
گریختن حضرت عیسی علیه السلام از احمق
?روزی مردی،حضرت عیسی علیه السلام را دید که باعجله و شتابان به جانب کوهی می گریزد.
با تعجب به دنبال او دوید و گفت:برای چه فرار میکنی؟ از بهر رضای خدا لحظه ای به ایست و بگو!
?حضرت عیسی فرمود: از احمق می گریزم، برو و مانع من نشو.
⁉️مرد پرسید: مگر تو نیستی که کر و کور را شفا دادی و نفس مسیحایی ات مرده را زنده کرد؟
و در مشتی گِل دمیدی و آن گِل ها را تبدیل به پرنده کردی؟
?پس تو هرچه خواهی می کنی که ای روح پاک!
?حضرت مسیح گفت: به ذات پاک خداوند و به صفات پاکش سوگند می خورم:
?که اسم اعظم خداوند را که اگر بر کوه بخوانم بی تاب می گردد…
▪️ اما نه یک بار که هزار بار از روی مهر و محبت بر دل احمق خواندم،ولی سودی نداشت!
?مرد پرسید: حکمت چیست؟ چرا دعایت آن جا اثر کرد ولی این جا درمانی نکرد؟
?گفت: رنج احمقی، قهر خداست ولی رنج کوری، ابتلاست…
✳️ ابتلا و بیماری رنجی است که باعث رحم دیگران می شود
◾️ اما احمقی رنجی است که باعث زخم و قهر دیگران می گردد و مانند داغِ خداوند است که بر جان هرکس بخورد، همچون قفلی که مهر و موم شده باشد هیچ دستی نمی تواند برای آن چاره ای بیابد!
✨?✨?✨?✨
?امام علی علیه السلام:
از احمق بر حذر باش ؛ زيرا آدم احمق، خودش را اگر چه بدكار باشد نيكوكار مى داند
و ناتوانيش را زيركى و شرّ و بديش را خير و خوبى مى شمارد.
?همچنین فرمود:
آدم احمق،با تحقير و خوارى هم درست نشود.
?حکایت ها و پندها
?نهج السعادة ،۳/۲۲۵