یا زهرا
علامه مجلسی از کتاب علل الشرایع حدیثی از جابر از امام صادق (ع) نقل میکند که از آن حضرت پرسیدم:
چرا فاطمه زهرا (س) را زهراء نامیده اند؟
حضرت فرمود: زیرا خداوند او را از نور عظمت خود آفرید. پس وقتی که آن نور تابید، آسمان زمین روشن شد و چشمان ملائکه را خیره ساخت، آنان سجده کردند و پرسیدند ای پروردگار ما، این نور چیست؟
پس خداوند به آنان وحی کرد که نوری از نور من است که در آسمان زمین آن را از عظمت خود خلق نموده ام و آن را از صلب یکی از پیامبرانم خارج کرده ام و آن را بر تمام پیامبران برتری بخشیدهام و از این نور، امامانی خارج شدهاند که برای برپایی فرمان من قیام می کنند و مردم را به حق من هدایت میکنند و من آنها را بعد از پایان یافتن وحی و نبوت جانشین خود در زمین کرده ام.
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر حضرت علی علیه السلام نبود که با حضرت زهرا (س) ازدواج نماید از زمان حضرت آدم تا روز قیامت هیچگونه کفو و همتایی برای آن حضرت پیدا نمیشد
مرگ
☑️ای انسان…!!!
چـرا غم میخوری از بهر مُردن
مـگـر آنـهـا کـه غـم خـوردنـد نَـمُـردنـد
?بـرو از کـنج قـبرستان گـذر کُن
ببین آنان که مُردن با خود چه بُردند
✨ اللّه متعال میفرماید:
«هرکس مزه مرگ را میچشد»
(آل عمران/185)
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) مــی فرمایـند:
✨«سه چیز، مُرده را همراهی می کند: خانواده،مال و عمل او.
دوتا از این ها باز می گردند و یکی با او می ماند؛
خانواده و مالش بر می گردند و عملش با او می ماند.
✨خوشا به حال آن!
مسلمانی که با پرونده ای پُر از اعمال صالح پروردگارش را ملاقات میکند.
ضرب المثل مرده شور ترکیبش رو ببرن
گویند؛
روزی “مطربی” نزد “مرحوم کرباسی” که از علمای “عهد فتحعلی شاه” بود آمد و حکم شرع را در مورد “رقصیدن” پرسید.
کرباسی با عصبانیت جواب داد:
“عملی است مذموم و فعلی است حرام.”
مطرب پرسید:
“حضرت آقا، اگر من دست راستم را بجنبانم حرام است؟”
مرحوم کرباسی گفت: “خیر!”
مطرب پرسید: “اگر دست چپم را بجنبانم؟!”
مرحوم کرباسی گفت: “خیر!”
سپس مطرب از “حکم شرعی” در مورد تکان دادن پای راست و چپ پرسید و هر بار مرحوم کرباسی گفتند: “خیر” ایرادی ندارد.
اصولا دست و پا برای “جنبانده شدن” خلق گشته اند.
مطرب که منتظر این فرصت بود از جای خود بلند شد و در مقابل دیدگان بهت زده مرحوم کرباسی و حاضران مجلس “شروع به رقصیدن کرد” و گفت:
“حضرت آقا، رقص همان تکان دادن دست ها و پاهاست که فرمودید حرام نیست.
مرحوم کرباسی در جواب گفت:
“مفرداتش” خوب است…
ولی “مرده شوی ترکیبش را ببرد”
به این معنی که تک تک امور به تنهایی خوب هستند اما مجموعشان فعل حرام است و به درد نمی خورد.
تجلیات فاطمی
??پیامبر(ص) می فرمایند:
?(اِذا کان یومُ القیامهِ نادى منادٍ مِنْ بَطْنانِ الْعَرْشِ: یا اَهْلَ الْجَمْعِ! نَکِّسُوا رُؤُوْسَکُمْ وَ غُضُّوا أبْصارَکُمْ حتى تَمُرَّ فاطمهُ بنتُمحمدٍ(ص) عَلَى الصِّراطِ. فَتَمُرُّ مَعَ سَبْعِینَ اَلْفِ جاریهٍ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ کَمَرِّ الْبَرْقِ)
«به هنگامه قیامت، منادى از میان عرش صدا میزند که اى اجتماع کنندگان! سرهایتان را به زیر اندازید و چشمانتان را ببندید تا فاطمه دختر محمد(ص) از صراط عبور کند. آنگاه حضرت(س) به همراه هفتاد هزار کنیز از حوریان بهشتى، به سرعت برق میگذرد.»?
?این حدیث نشان دهنده عظمت بسیار زیاد حضرت فاطمه(س) است. صبر، مقاومت، معرفت و جهاد حکیمانه او باید الگو قرار گیرد و سالکان باید بدانند وقتی با این خانم ارتباط روحانی برقرار می کنند، عنایات و توجهات بسیاری به آنها می شود.
❇ رسول گرامى اسلام(ص) هر گاه به مسافرت مى رفت، با فاطمه(س) خداحافظى مى کرد و وقتى از سفر برمى گشت، ابتدا به دیدن فاطمه مى شتافت. یک بار پیامبر در بازگشت از سفر که به دیدار دخترش رفته بود، پس از ورود به خانه اش، پرده ای زیبا و جدید را دید که دخترش به اطاق خویش آویزان کرده بود؛ نیز دو فرزندش حسن و حسین را دید که مادرشان برای هر کدام دستبندی خریده بود. پس از مشاهده پرده خانه و زیور آلات ساده در خانه فاطمه(س) توقف کوتاهى کرد و به مسجد رفت. حضرت زهرا(س) با خود اندیشید که پدر ناراحت است و فورى دستبند و پرده را درآورد و خدمت رسول خدا فرستاد و پیام داد:
? (قالت: تقرا علیإ ابنتإ السلام و تقول اجعل هذا فى سبیل الله)؛
«دخترت براى تو سلام مى فرستد و مى گوید که این[ زیور آلات اندک] را نیز در راه خدا انفاق کن».
⬅ پیامبر(ص) پس از مشاهده بخشش و ایثار فاطمه(س) سه بار فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش فداى او باد! خاندان محمد را با دنیا و زر و زیور فناپذیر آن چه کار؟ آنان برای سرای جاودانه آخرت آفریده شده اند و دنیا برای آنان و به خاطر آنها خلق شده است.»
?اگر یکی از اولیاء خدا این تذکر را به ما می داد، به راستی ما چه عکس العملی از خود نشان می دادیم؟
توبه کار دوست خدا
?مرد فاسقي در بني اسرائيل بود كه اهل شهر از معصيت او ناراحت شدند و تضرع به خداي كردند! خداوند به حضرت موسي وحي كرد: كه آن فاسق را از شهر اخراج كن، تا آنكه به آتش او اهل شهر را صدمه اي نرسد. حضرت موسي آن جوان گناهكار را از شهر تبعيد نمود؛ او به شهر ديگري رفت، امر شد از آنجا هم او را بيرون كنند، پس به غاري پناهنده شد و مريض گشت كسي نبود كه از او پرستاري نمايد. پس روي در خاك و بدرگاه حق از گناه و غريبي ناله كرد كه اي خدا مرا بيامرز، اگر عيالم بچه ام حاضر بودند بر بيچارگي من گريه مي كردند، اي خدا كه ميان من و پدر و مادر و زوجه ام جدائي انداختي مرا به آتش خود به واسطه گناه مسوزان . خداوند پس از اين مناجات ملائكه اي را به صورت پدر و مادر و زن و اولادش خلق كرده نزد وي فرستاد. چون گناهكار اقوام خود را درون غار ديد، شاد شد و از دنيا رفت . خداوند به حضرت موسي وحي كرد، دوست ما در فلان جا فوت كرده او را غسل ده و دفن نما. چون موسي به آن موضع رسيد خوب نگاه كرد ديد همان جوان است كه او را تبعيد كرد؛ عرض كرد خدايا آيا او همان جوان گناهكار است كه امر كردي او را از شهر اخراج كنم ؟! فرمود: اي موسي من به او رحم كردم و او به سبب ناله و مرضش و دوري از وطن و اقوام و اعتراف بگناه و طلب عفو او را آمرزيدم.
?نویسنده : يکصد موضوع 500 داستان / سيد علي اکبر صداقت