اگر کارد به استخوان رسیده...
?اگر کارد به استخوانت رسیده…
? مرحوم علامه مجلسی نقل میکند:
فردی به نام “ابوالوفای شیرازی"در زمان حکومت ابی علی الیاس زندانی و تهدید به قتل شد.
ایشان متوسل به حضرات اهل بیت میشود.
شب در عالم رؤیا، پیامبر اکرم را زیارت میکند.
حضرت میفرمایند:
❄️ اگر کارد به استخوان رسید و شمشیر به گردنت رسید
یوسف زهرای اطهر،
فرزندم را صدا بزن و بگو:
“یا صاحبَ الزَّمان اَنا مُستَغیثٌ بکَ”
“الغَوثَ اَدرِکنی".
(مهدی جان؛من به تو پناهنده شدم. به فریادم برس؛ یا غوث حقیقی؛ به فریادم برس…).
? ابوالوفا میگوید:
من این جملات را در عالم رؤیا گفتم و از خواب پریدم.
یک وقت دیدم مامورین ابی علی الیاس آمدند و ما را پیش او بردند.
وی گفت: به چه کسی متوسل شدی؟
گفتم: “به منجی عالم بشریت, به فریاد درماندگان و بیچارگان”
☑️ سپس معلوم شد در خواب به ابی علی الیاس گفته بودند:
“اگر دوست ما را رها نکنی نابودت می کنیم و حکومتت را بهم می ریزیم…".
بعد مبلغی پول و هدایا به ابوالوفا داد و آزادش کرد.
بحارالانوار جلد۵۳ ص۶۷۸
مال حرام
مردی در بصره، سالها در بستر بیماری بود؛ بهطوری که زخم بستر گرفته بود؛ و اموال زیادی را فروخته بود تا هزینه درمان خود کند؛ همیشه دست به دعا داشت.
روزی عالمی نزد او آمد و گفت: میدانی که شفا نخواهی یافت! آیا برای مرگ حاضری؟
گفت: بخدا قسم حاضرم.
داستان مرد بیمار به این طریق بود که، در بصره بیماری وبا آمد؛ و طبیبان گفتند: دوای این بیماری آب لیمو است.
این مرد، تنها آب لیمو فروش شهر بود. که آبلیمو را نصفه با آب قاطی میکرد و میفروخت.
چون مشتری زیاد شد، کل بطری را آب ریخته و چند قطرهای آبلیمو میریخت تا بوی لیمو دهد.
مردی چنین دید و گفت: من مجبور بودم بخرم تا نمیرم، ولی دعا میکنم زندگی تو بر باد برود چنانچه زندگی مردم را بر باد میدهی و خونشان را در شیشه میکنی.
عالم گفت: از پول حرام مردم، نصف بصره را خریدی! و حالا ده سال است برای درمان و علاج خود آنها را میفروشی.
میدانی از آن همه مال حرام چه مانده است؟ دو کاسه! آن دو را هم تا نفروشی و از دست ندهی، نخواهی مرد! و زجر کش خواهی شد. پس مالت را بده که بفروشند تا مرگت فرا رسد.
پیرمرد به پسرش گفت: ببر بفروش، چون مال حرام ماندنی نیست. چون پسر کاسهها را فروخت، پدرجان داد.
یا زهرا
علامه مجلسی از کتاب علل الشرایع حدیثی از جابر از امام صادق (ع) نقل میکند که از آن حضرت پرسیدم:
چرا فاطمه زهرا (س) را زهراء نامیده اند؟
حضرت فرمود: زیرا خداوند او را از نور عظمت خود آفرید. پس وقتی که آن نور تابید، آسمان زمین روشن شد و چشمان ملائکه را خیره ساخت، آنان سجده کردند و پرسیدند ای پروردگار ما، این نور چیست؟
پس خداوند به آنان وحی کرد که نوری از نور من است که در آسمان زمین آن را از عظمت خود خلق نموده ام و آن را از صلب یکی از پیامبرانم خارج کرده ام و آن را بر تمام پیامبران برتری بخشیدهام و از این نور، امامانی خارج شدهاند که برای برپایی فرمان من قیام می کنند و مردم را به حق من هدایت میکنند و من آنها را بعد از پایان یافتن وحی و نبوت جانشین خود در زمین کرده ام.
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر حضرت علی علیه السلام نبود که با حضرت زهرا (س) ازدواج نماید از زمان حضرت آدم تا روز قیامت هیچگونه کفو و همتایی برای آن حضرت پیدا نمیشد
مرگ
☑️ای انسان…!!!
چـرا غم میخوری از بهر مُردن
مـگـر آنـهـا کـه غـم خـوردنـد نَـمُـردنـد
?بـرو از کـنج قـبرستان گـذر کُن
ببین آنان که مُردن با خود چه بُردند
✨ اللّه متعال میفرماید:
«هرکس مزه مرگ را میچشد»
(آل عمران/185)
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) مــی فرمایـند:
✨«سه چیز، مُرده را همراهی می کند: خانواده،مال و عمل او.
دوتا از این ها باز می گردند و یکی با او می ماند؛
خانواده و مالش بر می گردند و عملش با او می ماند.
✨خوشا به حال آن!
مسلمانی که با پرونده ای پُر از اعمال صالح پروردگارش را ملاقات میکند.
ضرب المثل مرده شور ترکیبش رو ببرن
گویند؛
روزی “مطربی” نزد “مرحوم کرباسی” که از علمای “عهد فتحعلی شاه” بود آمد و حکم شرع را در مورد “رقصیدن” پرسید.
کرباسی با عصبانیت جواب داد:
“عملی است مذموم و فعلی است حرام.”
مطرب پرسید:
“حضرت آقا، اگر من دست راستم را بجنبانم حرام است؟”
مرحوم کرباسی گفت: “خیر!”
مطرب پرسید: “اگر دست چپم را بجنبانم؟!”
مرحوم کرباسی گفت: “خیر!”
سپس مطرب از “حکم شرعی” در مورد تکان دادن پای راست و چپ پرسید و هر بار مرحوم کرباسی گفتند: “خیر” ایرادی ندارد.
اصولا دست و پا برای “جنبانده شدن” خلق گشته اند.
مطرب که منتظر این فرصت بود از جای خود بلند شد و در مقابل دیدگان بهت زده مرحوم کرباسی و حاضران مجلس “شروع به رقصیدن کرد” و گفت:
“حضرت آقا، رقص همان تکان دادن دست ها و پاهاست که فرمودید حرام نیست.
مرحوم کرباسی در جواب گفت:
“مفرداتش” خوب است…
ولی “مرده شوی ترکیبش را ببرد”
به این معنی که تک تک امور به تنهایی خوب هستند اما مجموعشان فعل حرام است و به درد نمی خورد.