امام خمینی از دیدگاه علامه جعفری
ویژگی های شخصیتی امام خمینی از دیدگاه علامه جعفری
علامه محمدتقی جعفری اندیشمند بزرگ اسلامی در عصر حاضر و از شاگردان امام خمینی (س) بوده است، ایشان در خصوص امام سخنان بسیاری داشته اند، از جمله آن که چهار ویژگی شخصیت بنیان گذار جمهوری اسلامی را این گونه توصیف کرده اند:
علاقه شدید به اهل بیت عصمت و طهارت(ع)
اهمیت نظم و اثر آن در زندگی امام
اسوه اقتدار شخصیت و نستوهی
سادگی و بی پیرایگی
علاقه به اهل بیت عصمت (ع)
علامه جعفری (ره) علاقه امام خمینی (س) به اهل بیت را بسیار روشن و آشکار می داند و ایشان را مصداق بارز کسانی توصیف می کند که مشمول حدیث شریف «حزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا» می شوند، در نگاه علامه امام خمینی علاقه ویژه ای به امام حسین علیه السلام داشتند که در کلمات ایشان واضح بود.
اهمیت نظم و اثر آن در زندگی امام
علامه جعفری زندگی امام خمینی (س) را بیانگر حکومت نظم و ترتیب می دانند، و تاکید می کنند که بارها از نزدیکان امام شنیده اند که امام در همه کارها به نظم و ترتیب مقید بودند.
اسوه اقتدار شخصیت و نستوهی
ایشان با اشاره به این گفته امام که می گویند: «من در عمرم جز از خدای متعال از کسی نترسیده ام» تاکید می کند که امام از قدرت شخصیتی با اهمیتی برخوردار بوده اند، و همین اقتدارشان موجب شده است که حوادث روزگار تزلزلی در شخصیت ایشان به وجود نیاورده است.
ایشان همچنین در مورد امام خمینی (س) معتقدند که ثبات روحی و قدرت شخصیتی امام که در اوج مرجعیت و مطرح بودن در ایشان دیده میشد، برای کسانی که قصد دارند در آینده در مقام مرجعیت ظاهر شوند، می تواند هشداردهنده و نیز ارائه دهنده طریق باشد، چرا که در گذشته مراجع در تشیع همواره به این نکته توجه داشته اند. علامه معتقدند که مقام مرجعیت حرفه ای معمولی نیست که با فراگرفتن مقداری از اصول و قواعد هر کسی شایستگی تصدی آن را به دست آورد.
سادگی و بی پیرایگی
علامه جعفری تاکید می کنند که هیچ شخصیت رشد یافته ای در طول تاریخ سراغ ندارند که در صدد بوده باشد به وسیله تصنع در زندگی، تجسمی صحیح از شخصیت خود در دل های مردم نصب نمایند، استغنای ذات آدمی شخصیت را در مرتبه ای از رشد قرار می دهد که هرگز تن به آرایش خویشتن با پدیده های چشمگیر برای اهل دنیا نمی دهد. خنده طبیعی، گریه طبیعی، نگاه طبیعی، رفتار طبیعی، رویارویی ساده و ناب با انسان ها که بندگان خداوندی هستند، همه و همه کشف از استغنای شخصیت آدمی می نماید. این حالت روحی در امام (س) مورد اتفاق نظر همه کسانی بود که ایشان را دیده بودند
حکایت سرا
📚حکایت سرا
گویند شخصی ده خر داشت
روزی بر یکی از آنها سوار شد
و خران خویش را شمرد،
چون آن را که سواربود شماره
نمی کرد حساب درست در نمی آمد.
پیاده شد و شمار کرد.حساب درست
و تمام بود.چندین بار در سواری
و پیادگی شمارش را تکرار کرد.
عاقبت پیاده شد و گفت:سواری
به گم شدن یک خر نمی ارزد.
#علی_اکبر_دهخدا
ضرب المثل
🔴 قسم حضرت عباست را باور کنم یا دم خروس را
ریشه این حکایت از کجا آمده؟
مردی خروسی داشت که به پشت بام فرار کرد و به خانه یکی از همسایه ها رفت. صاحب خروس هم در خانه ی همسایه ها را میزد و دنبال خروسش میگشت. مردی که خروس در خانه اش بود ناگهان صدای در را شنید و چون حدس زد صاحب خروس باشد، آن را بلافاصله زیر عبایش پنهان کرد و در را باز کرد. تا مرد را دید که نشانی خروس را میگرفت سریع گفت: “به حضرت عباس قسم خروست به خانه ی من نیامده است.” ولی دم خروس که از گوشه عبای مرد بیرون زده بود بهترین شاهد بر دروغ بودن حرف آن مرد داشت. صاحب خروس هم نگاهی به مرد انداخت و گفت: “دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را.
جالب و خواندنی
خواندنى وجالب
«قارون» هرگز نمی دانست که روزی کارت
عابر بانکی که در جیب ما هست از آن کلیدهای
خزانه وی که مردهای تنومند عاجز از حمل آن
بودند ما را به آسانی مستغنی میکند.
«خسرو» پادشاه ایران نمی دانست که مبل
سالن خانه ما از تخت حکومت وی
راحت تر است.
«قیصر» که بردگان وی با پر شترمرغ وی را
باد میزدند، کولرها و اسپلیتهایی که درون
اتاقهایمان هست را ندید.
«هرقل» پادشاه روم که مردم به وی بخاطر
خوردن آب سرد از ظرف سفالین حسرت
میخوردند هیچگاه طعم آب سردی را که ما
می چشیم نچشید…
«خلیفه منصور» که بردگان وی آب سرد و گرم
را باهم می آمیختند تا وی حمام کند، هیچگاه
در حمامی که ما براحتی درجه حرارت آبش
را تنظیم میکنیم حمام نکرد.
بگونه ای زندگی میکنیم که حتی پادشاهان
عصر هم اینگونه نمی زیستند اما باز شانس
خود را لعنت میکنیم…!
و هر آنچه دارائیمان زیاد میشود
تنگدست تر میشویم !
خدایا قدرت شکرگوئی در حرف و عمل را
به ما عنایت فرما…🙏
علف به دهن بزی باید شیرین بیاد
آیا میدانستید 💡
اصطلاح«علف به دهن بزی باید شیرین بیاد» کنایه از آن است که هر کس سلیقه ی دارد و چیزی که در نظر کسی بی ارزش جلو می کند، شاید مورد پسند و علاقه ی دیگری باشد، در واقع این مثل به شکلی احترام گذاشتن به سلیقه ی دیگران را تشویق می کند.
ریشه این مثل مشخص نیست اما به نظر می آید به ویژگی خاصی که بزها دارند، اشاره می کند.
بز جانور پر طاقتی است که اگر چه در بازار دارای قیمت پایین تری نسبت به گوسفند است ولی یک توانايی خاص دارد که باعث شده مورد توجه دامداران قرار بگیرد ، در واقع بزها می توانند هر چیز غیر معمولی از پوست درخت تا شاخه های خشک و تیغ دار خار را به آسانی بخورند ، در حالی که گوسفندان چنین قابلیتی را ندارند، در نتیجه همین امر باعث می شود که در زمان خشکسالی و کمبود علوفه بزها برخلاف دیگر دام ها به حیات خود ادامه دهند و همچنان منبع درآمدی برای صاحبان خود باشند، پس درست است که علفی که بز می خورد شاید چندان خوش طعم نباشد ولی باعث ادامه پیدا کردن زندگی جانور می شود.