سجده شعر
《نوشتار سیل؛ سجدهی شعر》
-ماجد تمیمی
در بیت هشتم معلقهی لبید بن ربیعه میخوانیم:
وَجَلا السُیولُ عَنِ الطُلولِ کَأَنَّها
زُبُرٌ تُجِذُّ مُتونَها أَقلامُها
(سیل ویرانهها را آشکار ساخت/ گویا ویرانهها کتابهایی هستند که با سیل از نو نوشته میشوند)
این بیت از زیباترین شعرهای پیش از اسلام و مورد بحث و تأویل بسیارى از شاعران پس از خود بود، مشهورترین داستان این بیت مربوط به فرزدق تمیمی شاعر قرن نخست هجری است. زمانی که از مسجدی گذر میکرد و این بیت لَبید را شنید که توسط مردی خوانده میشد. فرزدق در جا سجده به جا میآورد. وقتی دلیل این کار را میپرسند، پاسخ میدهد: شما سجدهی قرآن میدانید و من سجدهی شعر…!!
حدیث نور
امام جعفرصادق علیه السلام:❤️
حضرت، هیچ بدعت و ضلالتی باقی نمیگذارد مگر اینکه از بین میبرد و هر سُنّت (و احکام از دست رفته) را از نو برپا خواهد داشت.
اللهم عجل الولیک الفرج ❤️
نماز شب
? در بیداری سحر و ثُلث آخر شب ، آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی در بیداری سحرها می توان حاصل نمود.
از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هر چه هست، در آن است. عاشق خواب ندارد و جز وصال محبوب چیزی نمی خواهد. وقت ملاقات و رسیدن به وصال ، هنگام سحر است.
تلنگرانه
خری به درختی بسته بود.
شیطان خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
نتیجه:هرگاه میخواهی یک جامعه را خراب کنی خران را ازاد کن!
-به ساعت ها بگویید بخوابند !
بیهوده زیستن را ؛
نیازی به شمارش نیست…
در مسیر بندگی
عبد گناهکار من چرا ز من جدا شدی
بر در غیر رفتی و دور ز آشنا شدی
قرار ما نبود این، مرا رها کنی چنین
دیده ز هم گشا ببین خود به کجا رها شدی
? امام صادق علیهالسلام:
إذا أذنَبَ الرجُلُ خَرَجَ فی قَلبِهِ نُکتَةٌ سَوداءُ ، فإن تابَ انمَحَت ، و إن زادَ زادَت حتّى تَغلِبَ على قَلبِهِ ، فلا یُفلِحُ بَعدَها أبَدا
هرگاه کسى گناه کند نقطه اى سیاه در دلش پیدا شود، اگر توبه کرد آن نقطه پاک شود، امّا اگر بر گناهش بیفزاید آن نقطه بزرگتر میشود، تا جایى که تمام دلش را فرو گیرد و از آن پس هرگز رستگار نشود.
? منبع:
(الکافی، ج2، ص271)
(شاعر: غلامرضا سازگار)